یادداشت های |اَنارکـــــــ^_^ـــ|

اناری سرگردان میان آشوب ها....

قول^_^

سلام سلام سلام

قول داده بودم عکس سفره هفت سینمو که با هول هولکی ترین و بی سلیقه ترین چیده بودم بذارم براتون😂

مسخره نکنین فقد من تو این یه مورد بی سلیقه بازی دراوردم:| (دروغه اصولا این کارو تو بقیه ی مواردم انجام میدم😂)

عیدتون رنگی و شاد و پر از سلامتی^_^

پ.ن :شش سینه سبزه تو عکس نیس😂

پ.ن بعد: یه چین و چروکایی رو ترمه کنار آینه می بینید اینا برآمدگی یه جعبه اس که آینه روشه میخواستم از زاویه ای عکس بگیرم ماهیام توش باشن اینجوری شد:/

۰ ۱۹

خطر از بیخ گوششان رد میشود:/

امروز یه استرس وحشتناک به منو مامانم وارد شد-_-

یه زنگ زدیم به بابام یه صدایی اومد و قطع شد.....

دوباره زنگ زدیم جواب نداد....

چند دقیقه بعد زنگ زدیم و سریع گفت میشه انقد زنگ نزنین و قطع کرد-_-

بعد از نیم ساعت که منو مامانم جارو برقی و دستمالای گردگیریو پرت کردیم وسط خونه و دوتایی رو مبل ولو شدیم و تقریبا همه ی موهامونو کندیم و صورتمونو چنگ کشیدیم(اینا مبالغه اس چون کولی وار رفتار نکردیم😂)

بابا دوباره زنگ زد و گفت که یه تصادف جزئی داشته خودش چیزیش نشده ولی خب اعصاب خوردی زیاد بود-_-

بعد از اون منو مامان و همچنان کوزت وار کار میکردیم که دیدیم باز بابا دیر کرد-_-

هی میترسیدیم زنگ بزنیم و مرغ طور بال بال میزدیم تو خونه😂

بالاخره زنگ زدیم و بابام پوکر وار گف تو مغازه اس و داره خرید میکنه.

من:/

مامانم-_-

خوده استرس😂

بابام:|


پ.ن نخستگان:ماهی سیاه کوچولو رو به ماهی گلی ترجیح بدین-_-✌

پ.ن دومگان:من تو سفره هفت سین چیدن بی سلیقه ترینگانم ولی باز عکسشو میذارم مسخره کنین روحتون شاد شه😂💙

پ.ن سومگان: اتاقم هنو و همونجوریه:| و من حال نکردم پروانه هارو درست کنم😂

پ.ن چهارمگان:لباسای عید امسالم خیلی زیاد شدن و نمیدونم چی بپوشم چیکار کنم؟:(

پ.ن پنجمگان: رفتم کلی پیرهن چارخونه ی مردونه خریدم از بس دوسشون دارم😂


باشد که رستگار شویم و شاد^_^

۱۲ ۵

در تب و تاب عید:|

گفتند: یا شیخ چه گفتی این همه عمر و چنین دوستیون دوستیات بیان از هر سو جسته ای و تو چنان برگ خشکیده ای در ره باد سری نزدندی و دلشان تنگ بکردی و تو چنینی و چنانی....

از اونجایی که روم نمیشه سلام کنم و احوال پرسی و این صوبتا میرم سر اصل مطلب:/

وقتی یکم به عمق چرت و پرتای من توجه کنید می بینید واقعا چرت و پرته:/

اما خیلی ممنونم که آرزوهای منو برآورده کردید و واقعا دوستای بیانیم موندید*_*

داره عید میاد منم مث بقیه دوست دارم که حرفای قبل سالمو بگم

اینکه بهار میاد ینی یه سال از رو عمر هممون میگذره ینی باید بشینی و حساب کنی این چندمین بهاریه که تو توش داری نفس میکشی

این چندمین بهاریه که بابات داره بهت عیدی میده

این چندمین بهاریه که مامانت داره قربون صدقه ات میره

این چندمین بهاریه که هنوز میتونی با خواهرت دعوا کنی

این چندمین بهاریه که داری به آرزوهات فکر میکنی

این چندمین بهاریه که تو میتونی قول بدی که چقد کارای جدید انجام بدی تو سال جدید

این چندمین بهاریه که تو انتظار تابستونش مدرسه رو طی میکنی

این چندمین بهاریه که تو سیزده به درش میتونی کلی خوش بگذرونی و با فامیل سلفی بگیری

حتی میتونی بگی این چندمین بهاریه که سلفیه پسرای فامیلو فتوشاپ کنیو و آرایششون کنی و موی بلند براشون بذاری و بعد اونو پخشش کنی و مایه ی خنده و شادیه بقیه شی

این چندمین بهاریه که به مامانت کلی قول بدی و تهشم نصفه نیمه ولشون کنی

این چندمین بهاریه که زنده ای

شادی

میتونی به آرزوهات فکر کنی

راستی شده که هیچ آرزویی نداشته باشید؟^_^



پ.ن انار:دوستتون دارم💙

۱۵ ۸

حسود هرگز نیاسود:/نه آسود؟نیآسود؟

از بچگی حسود بودم:|

نه از اون حسود بداها:/ولی خب حسود بودم و هستم...

نمیدونم وقتی نمیخوام بعضیا چیزایی که من دارم و داشته باشن اسمش حسودیه یانه:/

جدیدا خیلیم زود ناراحت میشم:|

حتی جدیدا فهمیدم نرمال نیستم:/

حتی دلم نمیخواد پست بذارم :(

پس فردا آزمونه واسم دعا کنین^_^

+قول میدم زود اتاقمو عوض کنم عکسشم میذارم*_*

+خیلی دوستتون دارم خیلی خیلی اون قد که خودتون نمیدونین^_^

۲۱ ۷

همین الان یهویی:/

شاید واسه خیلی از ما دخترا وقتی که تو اتاقمون نشستیم پیش بیاد  به این فکر کنیم که چرا هرچی هزینه میکنیم واسه اتاقمون یا بهش میرسیم آخرش مث این عکسای رنگی رنگی و باحال نمیشه ....

من طی تحقیقاتی که کردم :| دریافتم که این به خاطر حسیه که اون عکس به ما میده^_^

ما (من خودم شما رو نمیدونم) کلا از اینکه تو اتاقمون حس راحتی داشته باشیم میترسیم. از اینکه کا غذ اضافی نزنیم به در و دیوار همه چیز یه رنگ و ست باشه همه چی قرینه و تنظیم باشه.

فک میکنیم اگه نقاشیای یهویی و با کاغذایی که اندازه ی هم نیستن و نامرتب طور بزنیم به دیوار اتاقمون آسمون به زمین میاد:|

یا اگه این استیکرارو با متنایی که انرژی مثبتن رو در کمدمون نگه داریم و کسی ببینه جنگ جهانی میشه:/

اگه کتاب خونمون نظم همیشگی شو نداشته باشه وسایلا رو مث سربازای توی پادگان نچینیم رو میز اشکالی داره:/

اگه بشینیم کلی پروانه درست کنیم با رنگایه مختلف بزنیم به در و دیوار که تمام هارمونیه اتاقو بریزه بهم ینی اتاقو زشت کردیم:/

همیشه مث یه اتاقی که انگار قراره بیان ازش عکاسی کنن نگهش داشتیم ولی همه ی اون عکسایی که تو اینترنت و یهویی می بینیم همه ی قشنگیش به خاطر حس صمیمیتیه که به ما میده.

میخوام قانون شکنی کنمو اتاقمو پر نقاشی کنم ....

میخوام بشینم به اندازه ی کل دنیا پروانه درست کنم....

بسه دیگه این همه خفه کردن همه ی حس های خوب فقط واسه اینکه یه نفر میاد تو اتاق و اتاق ما چیزیش ست نیست و پر رنگه:/

پ.ن:معذرت خواهی اول واسه اینکه یهویی این چرت وپرتارو گفتم زده به سرم:)

پ.ن:معذرت خواهی دوم برای عنوان اصولا با این عنوان من الان باید یه سلفی میذاشتم یا مینوشتم من الان یهویی فلان جا:/ولی عنوان من الان یهویی تو فکرمه^_^

۳۳ ۷
عقلِ کسی به منطقِ ما قد نمی دهد باشد، قبول! کلّ جهان خوب! ما بدیم...

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من🌊🌊🌊

من؛
چونان انــــاری خشک شده؛ بر درخت!
بهار؛ شکوفه کردم،
پاییز؛ به بار نشستم،
زمستان رسید؛ و همچنان بر سر شاخه...
نه از پس رسیدنم، افتادم..
نه دستی به چیندم تا این بالا رسید..
و نه حتی گنجشککی به این میانه راه یافت..
میدانم؛
زمستان هم میگذرد و می پوسم؛
به همین سادگی...



:)

ساخته شده توسط آقای قالبیِ بیان باتچکر^_^: عرفـــ ـــان بیانِ جان^ _ ^